مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
دل مـبـتـلای حـضرت موسیبن جعفر عـالـم فـدای حـضرت مـوسیبن جعفر قـلب تـمـام شـیـعـیـان گـردیـده امـروز مـاتـمسـرای حـضرت مـوسیبن جعفر اشک از دو چشمم گشته جاری چون رسیده روز عـزای حـضرت موسیبن جعـفر این روز و شب کاری ندارم من به غیر از گـریه برای حـضرت مـوسیبن جعـفر مـرغ دلـم پـر میزنـد امشب به سـوی صحن و سرای حضرت موسیبن جعفر دوزخ نخواهد رفت آن چشمی که باشد گـریان برای حـضرت موسیبن جعفر مـادر بــزرگـم بـارهـا حـاجـتروا شـد با سفـرههـای حضرت موسیبن جعفر نـــالایــقــم امــا درون ســـیــنـــه دارم شـوق لـقـای حـضرت موسیبن جعـفر مثل شهـیـدان کاش من هم هـستیام را ریزم به پـای حضرت موسیبن جعفر با یـاد صحـن کـاظـمـیـنـش پـر گـرفـتم در روضههای حضرت موسیبن جعفر میبُـرد دشمن کـاش در کـنج سیـهچال من را به جای حضرت موسیبن جعفر در گـوشه زنـدان دل سـنگ آب میشد با نـالـههای حـضرت مـوسیبن جعـفر حتی غل و زنجیر هم خون گریه می کرد وقت دعـای حـضرت موسیبن جعـفر |